السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
62
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي )
در پشتسرش بودند هجوم برد آنان كه در مقابلش بودند مىتوانستند به او يورش برند و او را بكشند و به هر ترتيب نمىتوانست به آسانى از دست آنان رهايى يابد و كشتن يا اسير كردن وى براى آن سواران امرى ساده و راحت مىنمود . اما اين مرد پياده بر هماوردى سواره كه در مقدمهء آن هشت تن قرار گرفته بود و لا جرم بايد شجاعترين آنان هم بوده باشد ، پيروز مىشود . و با فرود آوردن ضربهاى آن مرد را به دو نيم مىكند و شمشيرش تا كوههء زرين سوار فرومىرود و آن را مىدرد . اين پيروزى براى جوانى كه تا پيش از آن روز در جنگى شركت نجسته بود امرى خارق العاده محسوب مىشود . و مىتوان آن را منتهاى دلاورى و دليرمردى وى به شمار آورد . سواران ديگر ، با مشاهدهء اين صحنه لرزه بر اندامشان افتاد و سراسيمه از مقابل على مىگريختند و به او التماس مىكردند تا از آنها دست بردارد . اين واقعه نخستين نمود از شجاعت خارق العادهء آن حضرت است . مىتوان اين واقعه را با حالت پيامبر اكرم ( ص ) در هجرت به مدينه مقايسه كرد . پيامبر را در اين هجرت ابو بكر و غلام او عامر بن فهيره و عبد الله بن اريقط و راهنماى آنان از قبيلهء ليث ، همراهى مىكردند . و جمعا چهار تن بودند كه يكى از آنان پيامبر بود كه بايد شجاعتر از على بن ابيطالب ( ع ) بوده باشد . هنگامى كه سراقه بن مالك ، از كفّار ، به تنهايى در تعقيب آنان برخاسته بود ، ابو بكر از ترس به گريه افتاد . پيامبر به او فرمود : چرا مىگريى ؟ گفت : من بر خودم گريه نمىكنم ، بلكه بر تو مىترسم . در آنهنگام به جز دعاى پيامبر هيچچيز شر سراقه بن مالك را از آنان دفع نكرد و بدان سبب پاهاى اسب وى در زمين ميخكوب شد . حال اگر على در اينجا حضور مىداشت ، آيا گريه مىكرد ؟ و از وجود يك سوار تكوتنها بيمناك مىشد ؟ درحالىكه او در مقابل هشت تن سوار هراسى به خود راه نداد . و يا آنكه بر آن سوار حمله مىبرد و با ضربتى حيدرى او را همچون جناح از طول ، نه عرض ، به دو نيم مىكرد ؟ آيا اگر على در ركاب پيامبر حاضر بود ، آن حضرت محتاج بود كه در دفع شر آن سوار بر او نفرين كند ؟ گمان ندارم كسى ترديد كند كه اگر على با آنان بود با سراقه همان مىكرد كه با جناح كرده بود . در جنگ بدر يعنى همان جنگى كه پيروزى در آن باعث استوارى پايههاى دين شد و خداوند ستمگران مشترك را در آن خوار و ذليل كرد ، بسيارى از سران مشرك در اين جنگ كشته شدند و هيبتى از مسلمانان بر جان اعراب و يهود چيره شد . على محور اين جنگ و شير اين ميدان و كسى بود كه با وليد بن عتبه اولين نبردآزمايى را به نمايش گزارد و بدون آنكه به وليد فرصت دهد او را كشت . و پس از آن به كمك عمويش ، حمزه شتافت و عتبه را به كام مرگ فرستاد و پس از آن با حمزه و عبيده ، در كار كشتن شيبه برآمدند . شيخ مفيد در اينباره مىنويسد : كشته شدن اين سه تن ، اولين شكست و خوارى براى مشركان بود و در اثر آن ترسى از مسلمانان بر دل مشركان مستولى و نيز نشانههاى